وبلاگ انجمن علمی معماری
Video (8Mb)
پروژه جدید پاول هادیکس منجر می شود به امکان وجود سیستم ماده ای که بتواند فرم های جدیدی "از فضاهایی که در تعامل با همدیگر هستند" بوجود آورد.
هدف این پروژه پیدا کردن راه حلی تاثیر گذار است که بتواند یک فضای انعطاف پذیر کنترل شده را تحلیل کند."پاول" ازSMA “shape memory alloys” برای بوجود آوردن سازه های متحرک استفاده کرد.این شبیه سازی، یک سازه در تعامل با هم را با متعلقات اضطراری به نمایش می گذارد.البته این در مرحله تحقیقاتی می باشد.در پایین جزییات بیشتری از این پروژه آورده شده است.

این سیستم ماده، از اجزایی “از مار پیچ های “SMA تشکیل شده که بر یکدیگر تاثیر می گذارند.SMA استفاده شده در این پروژه یک ماده تشکیل شده از 3 فلز نیکل، تیتانیوم و مس”NiTiCu” می باشد.به خاطر ویژگی های فلز مرکب، تغییر شکل تا 5% ممکن خواهد بود.این ماده دو نوع سازه را شکل می دهد:شکل گرم و شکل سرد.سازه شکل سرد خیلی نرم است و می تواند زیر فشار وزن تغییر شکل دهد در جایی که شکل گرم جایگاه نهایی سازه را تعیین می کند.نتیجه نهایی در مدت زمان پردازش تولید آن در SMA کدگزاری می شود.

اجزا طوری بر روی هم سوار خواهند شد تا یک مدار الکتریکی به علاوه فیبر های هدایت کننده سبک را به وجود آورند.مار پیچ ها به عنوان سیم های مقاومت عمل می کنند.در نتیجه به تدریج داغ می شوند.ایستادگی و مقاومت در برابر حرارت به وسیله اتصال های محکم و ورقه های تفلون تامین می شود.فراتر از این،یک متغیر با طناب های نیرومند وجود دارد که خرده ها و ذره ها را نگه می دارد. مدل های نمایش دهنده فیزیکی الگو را آزمایش می کنند همان طور که حالت های ممکن سر هم بندی و مکان و اندازه اجزا را آزمایش می کنند. سیستم طرح شده بحثی را در مورد تقسیم بندی محیط و فضا مطرح می کند.این سازه می تواند به عنوان یک تقسیم بندی هوشمند داخلی و یا یک پوسته حساس محیطی به کار رود.

در طراحی سازه متحرک از ورقه های تفلون و SMA NiTiCu استفاده می شود.این سازه که در زمین فیکس می شود و یا بر روی سازه ای دیگر، قسمتی از مدار الکتریکی می باشد.
واکنش هایی که با کامپیوتر کنترل می شود بر اثر مدارهای متغیری می باشد که اعضای مارپیچ های SMA را به هم مرتبط می سازد.این اعضا توسط یک لایه ورقه تفلون پوشیده می شوند که به بدنه جوش داده می شوند و در نهایت تعیین کننده شکل نهایی کل سازه می باشند.

سازه شکل خود را مرتبا بین دو مکان بحرانی تغییر می دهد.SMA ها شکل خود را بسته به انتقالات دما که بر اثر عبور رایج اتفاق می افتد،تغییر می دهند.تغییر شکل در حدود 5% می باشد اما مار پیچ ها نیجه نهایی را چند برابر می کنند.انتقال دما 30 درجه می باشد و به همین دلیل است که سیم پیچ ها با یک حفاظ حرارتی پوشیده می شوند.دو حالت سازه از ویژگی های NiTiCu اتفاق خواهد افتاد.شکل سرد و شکل گرم.سازه در طول موقعیت شکل سرد می تواند بسته و منتقل شود.سیم پیچ های SMA به نقاط اتصالی که بوسیله سیستم قفل ها متصل شده اند، جوش داده می شوند تا استحکام کل سازه را تامین کنند.این سازه چند مرحله ای می باشد و زنجیره های تخصیص داده شده شکل نهایی را تعیین می کنند.
منبع:اینترنتwww.interactivearchitecutre.org
ترجمه و تالیف:محمد ناصری
در حال طراحی ............................
از روز 29 نوامبر تا 25 نوامبر سال 2007 يعني از فردا تا 3 مرداد سال 1386 شمشي اولين و بزرگترين نمايشگاه زاحا حديد و همكاران در Design Museum لندن برگزار مي شود و اين نمايشگاه در دو طبقه و شامل كارهاي كذشته و در حال اجرا و كارهاي آينده شركت زاحا حديد و همكاران مي باشد و براي ارتباط بهتر مخاطبان از روند برگزاري اين نمايشگاه آقاي Marcus Fairs مسئوليت وبلاگ زاحا حديد را براي به همراه 1 دوجين از آدمهاي پشت صحنه كه پيشنهاد مي كنم حتما سوابقشان را مرور بكنيد برعهده دارد تا ارتباط تنگاتنگي مخاطبان با پيچيدگي هاي برگزاري اين نمايشگاه داشته باشند.

تعجب نكنيد در دنياي رسانه ها عجيب نسيت كه زاحا حديد هم وبلاگ و رسانه اي داشته باشد راجع به معماري حديد من حرف نزنم بهتر است هرچه باشد ستاره اي است البته از نوع ماندگارش ستاره اي كه راه نجات معماري را در خلاقيت مي بيند البته پرنس تنها نيست پاتريك شوماخر و وودي ياو . جز درجه 1 ترين معمارن حال حاظر دنيا هستند كه بي شك اين دو جوان آلماني و چيني به پرنس عراق اصل كمكهاي شايان ميكنند.

چند وقت پيش داشتم كتابي راجع به تاريخ عراق مي خواندم عراق سرزمين بسيار پيچيده و غامضي است و هر از چند گاهي آدمهايي عجيب و غريبي از عراق سربر مي آورند كه البته يكي از آنها كه شما دوستان معمار من با آن بيشتر رابطه داريد همين پرنس زاها حديد است پرنس و همكارانش و التبه پاتريك شوماخر بسيار عجيب اند كارهاي آنها را نمي توان صرف فرم و يا ايده و دياگرام بررسي كرد كارهاي آنها داراي لايه هاي پس و پيش شده زيادي است آنها تئوري معماري اقتصاد جامه شناسي و سياست را خوب مي فهمند و زيركانه لايه ها را پس و پيش مي كشند و بازي ميكنند اما هر چه هست فرايند اين پروسه هاي عجيب و طولاني هم به لحاظ فرم وهم به لحاظ معنا و ساختار بسيار با معنا و غامض است.
₪ از اينجا فايل راهنماي نمايشگاه را دانلود كنيد(فايل به فرمت pdf)


منبع:http://mohammadhamed.mihanblog.com/post-281.aspx
ساخت بناهاي متفاوت توسط بشر براي منظورها و كاربردهاي مختلف بوده است. بناهاي مذهبي، دولتي، صنعتي، يادبود، تجاري، مسكوني و گونههاي مختلف ديگر هر يك كاربردي ويژه دارند كه بيترديد شكل ظاهري آنها نيز متفاوت است.

اقوام مختلف با توجه به فرهنگ و بينش خود، براي ساخت و تزيين برخي بناها اهميت بيشتري قايل هستند. مثلاً مسلمانان همواره در ساخت و تزيين مساجد، زيارتگاهها و اماكن مذهبي با هنرمندي و ظرافت خاصي عمل كردهاند، به گونهاي كه مشابه آن در ديگر بناها كمتر يافت ميشود. تنوع اين بناها نيز بسيار چشمگير است كه در هر نقطه و مكاني به شيوهاي خاص بوده است.
توده مواد موجود در فضا كه به صورت يك يا چندين حجم توخالي ساخته ميشوند، معماري را شكل ميدهد. اين فضاهاي توخالي براي فعاليت انسانهاست. به جز مواردي خاص، معماري هنر نيست. حتي بناهاي يادبودي كه ظاهراً استفادهاي عملي ندارند، به مناسبتي خاص و به يادگار مسأله ارزشمندي كه براي كل جامعه مهم است، بنا شدهاند. ايستگاه راهآهن، ساختمان يك كارخانه، ساختمان اداري و... با توجه به كاربردشان ساخته و تزيين ميشود. در ساختمان بنا، علاوه بر هدف و فضا، جنس مواد نيز موضوع مهمي است كه متناسب با شرايط اقليمي و نقشة ساختمان از مصالح گوناگوني استفاده ميشود.
اولين گام در عكاسي معماري آگاهي از اين عوامل است.
عكاس بايد براي كسب اين اطلاعات و بازديد از بنا وقت كافي صرف كرده و هنگام بازديد زواياي متفاوت آن را ارزيابي كند.
در مورد اغلب بناهاي تاريخي، مطالبي در كتابها و بعضاً دفترچههاي راهنماي مربوطه چاپ شده كه براي شروع، راهنماييهاي مناسبي در اختيار عكاس قرار ميدهد.
تجهيزات مورد نياز
1- دوربين: ثبت و ضبط دقيقترين جزييات در عكاسي معماري ضروري است و بايد با وسواس، تصويرهايي با كيفيت بسيار خوب ارائه كرد. بنابراين، در عكاسي معماري اغلب از دوربينهاي قطع بزرگ و قطع متوسط يا از دوربينها و بك ديجيتال با كيفيت بالا استفاده ميشود.

در عكاسي معماري بايد خطوط و سطوح عمودي بنا در تصوير كاملاً عمودي باشند و چون با دوربينهاي قطع بزرگ به سادگي ميتوان پرسپكتيو صحنه را كنترل و اصلاح و خطوط و سطوح را عمودي ثبت كرد، از اين دوربينها بيشتر استفاده ميشود.

لنزهای Perspective Correction
به عبارتي ديگر از اصول اوليه عكاسي معماري، كج نبودن خط افق در تصوير، عمود بودن كامل ساختمان و خطوط و سطوح عمودي آن در تصوير است، اما در مورد بناهاي مدرن كه كيفيت گرافيكي نماي آنها چشمگيرتر است، ميتوان از زواياي غيرمتعارف و وجود پرسپكتيو سود جُست و اندكي از اصول اوليه چشمپوشي كرد.
2- سه پايه: عكاساني كه به كيفيت و وضوح كامل تصوير خود ميانديشند، استفاده از سه پايه عكاسي را بسيار جدي تلقي ميكنند. از سويي ديگر براي اينكه تصوير از بيشترين وضوح برخوردار باشد، نبايد در محيطهاي كمنور يا فضاهاي داخلي بدون آنكه دوربين بر روي سه پايه نصب باشد، اقدام به عكاسي كرد.
3- حساسيت زياد و فوقالعاده زياد كمتر در عكاسي معماري مورد استفاده قرار ميگيرند. زيرا حساسيت زياد با افزايش دانهها، جزييات تصوير را كاهش ميدهند. از اين رو استفاده از فيلم يا حالتهايي با حساسيت متوسط و كم براي كاهش دانهها و افزايش جزييات در تصوير ضروري است.
4- فيلتر: فيلترهاي زرد، نارنجي و قرمز در عكاسي سياه و سفيد براي تشديد كنتراست ابرها و آسمان و كنترل تيرگي آسمان و فيلتر پولاريزه براي از بين بردن انعكاسهاي نامطلوب در شيشهها و همچنين تيرهكردن آسمان در عكاسي رنگي بيشترين استفاده را در عكاسي معماري دارد. همچنين فيلترهاي تصحيح در عكسبرداري رنگي از فضاهاي داخلي كه با منابع نور مختلف روشن شده است، كاربرد دارد.
نقش نور در عكاسي معماري
اجسام گوناگون موجود در طبيعت داراي سه بُعد طول، عرض و ارتفاع هستند كه مجموع اين ابعاد، حجم را به وجود ميآورد. اما هنگامي كه اجسام به تصوير در ميآيند، خصوصيات سه بُعدي آنها بر روي سطحي دو بُعدي نمايان ميشود. درست است كه توقع نداريم ابعاد حجم را در تصوير لمس كنيم، اما به كمك سايهروشنهايي كه بر روي حجم مورد نظر تشكيل ميشود، ميتوان احساس حجم و برجستگي را در تصوير ايجاد كرد.
حجمهايي كه به طور يكنواخت و يكدست روشن شده باشند و يا به طور يكدست در سايه قرار گيرند در تصوير از برجستهنمايي مطلوبي برخوردار نيستند. بنابراين، نور در عكاسي معماري اهميت فوقالعادهاي دارد.
اغلب عكاسان براي عكاسي معماري و منظره مايل به استفاده از نور مايل صبحگاهي يا هنگام عصر هستند چرا كه اين نور كنتراست متعادلي دارد. اما نور نيمه روز به خصوص در فصل تابستان شديد است و سايههايي عميق ايجاد ميكند. در عكاسي معماري ايدهآل آن است كه نماي اصلي ساختمان و يا قسمتي كه در تصوير مورد توجه اصلي قرار ميگيرد، در معرض تابش نور قرار گرفته و در سايه نباشد.

استفاده از نورپردازي صحيح در نشان دادن حجم ساختمان
بهتر است نماهاي رو به مشرق هنگام صبح كه آفتاب به آنها ميتابد و بناهايي كه نماي اصلي آنها رو به مغرب است، هنگام عصر عكسبرداري شوند. هنگام عكسبرداري در نور صبحگاهي، براي اينكه بنا در تصوير از برجستهنمايي بهتري برخوردار باشد ترجيح دارد سايههايي كه در سمت چپ ساختمان ايجاد ميشود، در تصوير بگنجانيد و هنگام عكسبرداري از بنا در غروب بهتر است زاويه عكسبرداري اندكي به سمت راست بنا متمايل باشد تا سايههاي ايجادشده نيز در تصوير بيايد.
نورهاي بسيار ملايم و بدون سايه مانند نور هواي ابري يا مهآلود، احساس برجستهنمايي را در تصوير كاهش ميدهد.
عكسبرداري از بناهاي تاريخي و قديمي در شب هنگام (زير نور ماه) حالت جالبي را براي نشاندادن قدمت آنها به وجود ميآورد.

همچنين اغلب بناها هنگام شب زيباترند، به ويژه اگر از آنها عكس رنگي گرفته شود. تداخل و تركيب رنگهاي حاصل از نورهاي مختلف موجود نيز بر جلوه و زيبايي تصوير ميافزايد. دقت در نورسنجي استفاده از سه پايه و سيم دكلانشور نكات مهم در اين شرايط است. با نصب اين سيم در محل مخصوص و هنگام فشردن آن به خصوص در استفاده از سرعتهاي كمشاتر، دوربين دچار كمترين لرزش شده و از وضوح تصوير كاسته نميشود.

عكاسي از بناهاي معماري در وضعيت ضد نور تصويري را ميسازد كه فقط كلياتي از ساختمان ديده ميشود. در حالت ضد نور چون منبع نور پُشت بنا و رو به عكاسي است، موضوع كاملاً تيره ديده ميشود و حالتي مرموز به خود ميگيرد.

عكسبرداري از جزييات ساختمان
علاوه بر نماي كلي، جزييات قابل توجه بنا از قبيل نقش و نگارها، كاشيكاريها و تزيينات روي ديوارها موضوعهاي خوبي براي عكاسي معماري تلقي ميشود. استفاده از نور مايل به ويژه براي عكسبرداري از نقوش برجسته و كندهكاري شده و همچنين درهاي حجاريشده براي تأكيد بر برجستگيها و نقوش آنها ايدهآل است.
براي اينكه ابعاد و شكل جزييات مورد عكسبرداري دچار اغراق يا اغتشاش نشود، بهتر است از لنزهاي تله و حتيالمقدور از نماي كاملاً روبرو عكسبرداري انجام شود.
لنزهاي گوناگون تأثيرات مختلفي در تصوير نهايي به جا ميگذارند. لنزهاي وايد در فواصل نزديك ابعاد و تناسبهاي سطوح نزديك را درشتتر كرده و آنها را دچار دگروني ميكند و سطوح دورتر را كوچكتر نمايان ساخته و فضاي گستردهتري را به تصوير ميكشد. لنزهاي تله براي عكسبرداري از فاصلة دور يا عكسبرداري از جزييات بنا با درشتنمايي بيشتر مناسبتر است. اين لنزها زاوية ديد بستهتري دارند و فضاي كمتري را به تصوير ميكشند اما اگر از فاصلهاي مناسب كه كل بنا در تصوير بگنجد عكسبرداري انجام شود با اين روش خطوط، سطوح و ستونهاي موازي عمودي بنا در تصوير موازي و عمودي ديده ميشود. در صورت عدم دسترسي به دوربينهاي قطع بزرگ يا لنزهاي Perspective Correction روش مفيدي براي اصلاح پرسپكتيو در عكاسي معماري است.
حذف زوايد: اگر در فضاي جلو بنا عوامل زائدي مانند تيرچراغ برق، درخت و مانند اينها وجود داشته باشد ميتوان به بنا نزديكتر شد و از لنزهاي وايد استفاده كرد. بدينترتيب عوامل نامطلوب از كادر تصوير خارج ميشود.
قابكردن بناي معماري: هنگام عكسبرداري با لنزهاي وايد، اغلب فضاي آسمان زيادي در تصوير وجود دارد. برخي از عكاسان ترجيح ميدهند آسمان يكدست و صاف در تصوير نباشد. در اين صورت با افزودن چند شاخ و برگ در قسمت بالاي تصوير فضاي خالي آسمان را پر ميكنند.
درخت و شاخ و برگ آن نبايد روي ساختمان را بپوشاند. اين شيوه را اصطلاحاً قابكردن نيز مينامند. قابكردن با عناصر و عوامل موجود در محيط صورت ميگيرد. ابتدا بايد زاوية ديد مناسب دوربين پيدا شود سپس در شرايط نوري مطلوب لنز مناسب انتخاب و عكسبرداري صورت گيرد.
براي اينكه بتوان بُعد و حجم بنا را در تصوير نشان داد و كمپوزيسيونهاي جالبتري ايجاد كرد، بايد زواياي متنوعي را جستجو كرد. چنين نيست كه در عكاسي معماري هميشه از زاوية روبرو آن هم از فاصلهاي نسبتاً دور كه نماي ساختمان در تصوير گنجانده شود، عكسبرداري صورت گيرد. مثلاً ميتوان به يكي از سطوح ساختمان به گونهاي نزديك شد كه سطح جانب دوربين در پلان اول تصوير بزرگتر ديده شود و مابقي در پلانهاي بعدي قرار گيرد. در چنين مواقعي نيز بايد تمام صحنه از وضوح كافي برخوردار باشد و سطوح و خطوط عمودي بر قاعدة تصوير عمود قرار گيرند و اگر از لنز وايد استفاده ميشود، نبايد اعوجاج ايجاد شود، بنابر اين استفاده از لنزهاي وايد Perspective Correction و در صورت عدم دسترسي از لنزهاي وايد 35 ميليمتري يا حداكثر 28 ميليمتري توصيه ميشود.
توجه به محيط اجتماعي و جغرافيايي پيرامون بنا اهميت ويژهاي دارد. بايد رابطه و موقعيت بناي معماري را با منظره اطراف آن درنظر گرفت.
وجود عامل زنده در بنا: بناي معماري، موجودي زنده نيست، بايد دقت كرد كه حضور موجودات زنده در تصوير بيشترين توجه را به خود جلب ميكند در مورد حالت و محل قرار گرفتن آنها دقت كنيد و توجه داشته باشيد كه فضاي كمي را اشغال كند و لطمهاي به كل تصوير نزند. البته وجود اين عوامل مقياس مناسبي براي نشاندادن ابعاد ساختمان است.

استاد راهنما: محسن گلزاريان